گوش و چشم جان # ردیف


گوش و چشم جان

درخواست حذف این مطلب

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ات۱۴۵۶ الی۱۴۶۲
گوش و چشم جان

انسان های معمولی برای زندگی دنیوی خود دارای حواس ظاهری هستند.اما اولیای الهی علاوه بر حواس ظاهری دارای حواس باطنی نیز می باشند.
مولانا می گوید:

در تردد هر که او آشفته است
حق به گوش او معما گفته است

اگر می بینی ی در شک و تردد است و مو جبات آشفتگی او فراهم شده است ،بدان این کار خداست.همان خ که دستور به وزیدن به باد داد و غنچه ها به گل تبدیل شدند.همین خدا معمایی برای او ایجاد کرده است.این بخاطر رفتار خود اوست.

تا کند محبوسش اندر دو گمان
آن کنم آن گفت یا خود ضد آن

خداوند بخاطر بعضی از اع او را بین دو گمان قرار داده است.خداوند او را محبوس بین دو گمان می کند که مردد بین دو کار باشد، که این کار را انجام دهم و یا ضد آنرا.

هم ز حق ترجیح یابد یک طرف
زان دو یک را برگزیند زان کنف

همان خ که او را آشفته و محبوس بین دو گمان کرده است.تنها خدا می تواند او را از این آشفتگی نجات دهد ، بطوریکه بتواند تصمیم بگیرد و یکی را انتخاب کند.

گر نخواهی در تردد هوش جان
کم فشار این پنبه اندر گوش جان

اگر می خواهی قوه ادراک تو دچار شک و تردد نشود.بیا و این پنبه غفلت را از گوش جانت بیرون کن.نتیجه غفلت از دستورات الهی باعث شده که دچار تردید شوی.

تا کنی فهم آن معماهاش را
تا کنی ادراک رمز و فاش را

اگر بخواهی مشکلات دیگر برایت معما نباشند و آنها مانند روز برایت شفاف باشند،بایداز غفلت ها خارج و مطیع اوامر الهی باشی.

پس محل وحی گردد گوش جان
وحی چه بود گفتنی از حس نهان

پس از رهایی از غفلت است که گوش جان تو پیام و وحی الهی را می شنود.بعلاوه با این حواس ظاهری نمی توان پیام وحی را شنید.

گوش جان و چشم جان جز این حس است
گوش عقل و گوش ظن زین مفلس است

گوش جان و چشم جانت غیر از گوش و چشم ظاهری تو هستند.بعلاوه گوش عقل حسابگر و گوش ظن و گمان تو قادر به درک و شنوایی وحی را نیستند.

قلبم شده صد و تکه
از دست زبان و دل وغصه
بر چشم سر و دیده بکوبید
تا نفس شود خاشع و بنده

علی رجالی
@alirejali