رابطه دعا با قضا و قدر

درخواست حذف این مطلب

باسمه تعالی
برداشتهایی از آیات قرآن
سوره یوسف :قسمت هفدهم
رابطه دعا با قضا و قدر

وقتی به حیوانات می نگریم.خداوند نیاز های آنها را با توجه به غرایض آنها توسط خودشان تامین می نماید و لذا در آرامش هستند.اما انسانها به تنهایی امکان تامین نیازهای خود را ندارند.لذا همواره در تلاش برای تامین نیاز های خود و در ح اضطراب هستند.تغییرات در زمینه های گوناگون جامعه در آنها موجب اضطراب در آنها می شود.این است که انسان نمی تواند فردی زندگی کند و بناچار جمعی و اجتماعی می باشد.لذا نیاز به تعامل با دیگران در زندگی دارد.تعامل با افراد می تواند درست یا غلط باشد.برای تعامل صحیح،ایجاد قوانین درست لازم می باشد.اگرچه قانون برای تعامل صحیح لازم است ولی به تنهایی کافی نیست و اخلاق برای درست انجام دادن قانون لازم است.توسط اجرای قانون امکان اجرای عدل می شود.اما عدل تنها کافی نیست.لذا خداوند توصیه به عدل و احسان می کند.شما در یک چهار راه که پلیس و دوربین نیست امکان دارد از چراع قرمز عبور کنید.اگر چه قانون می گوید این کار نادرست است.تنها چیزی که شما را نگه می دارد که خلاف نکنید اخلاق است که به شما احترام به حقوق دیگران را گوش زد می کند.جوامعی که تنها قانون حاکم است.ح ماشینی به خود می گیرند و عواطف در آن جامعه مرده است.
اگر چه رعایت قانون و داشتن اخلاق برای یک جامعه برای ایجاد یک زندگی سالم لاز م است .اما کافی نیست و اعتقاد به خدا نیاز می باشد.برای مثال دروغ گویی از نظر قانون و اخلاق بد است.اما وقتی پای منافع پیش می آید.انسان ها پا روی همه چیز می گذارند.آدمی تنها با اعتقاد به خدا حفظ می شود.یوسف عدم به زلیخا را حضور خدا را یاد می کند.او نگفت که این کار خلاف قانون و اخلاق است. آن اعتقادی به خدا کار ساز است که انسان باور داشته باشد که خدا ناظر بر احوال ما در ظاهر و پنهان است.خداوند می فرماید به عهد و پیمان خود وفا دار باشید.تنها عاملی که ضمانت بر حسن اجرای قوانین را تضمین می کند رعایت تقوای الهی است.انسانی که رضای خدا را معیار کارها قرار می دهد دچار خطا نمی شود.یوسف زندان را ترجیح بر قصر پادشاهی نمود.چون رضای خدا را بر رضای خود ترجیح داد.
انسان ها دارای قضا و قدر هستند.منظور از قضا یعنی حکم و منظور از قدر یعنی اندازه است.قضا همانند قضاوت است و قدر اجرای آن است.قضا و قدر هر دو در اختیار خدای متعال است.برای مثال قضای الهی در این است که کلیه موجودات عالم روزی بمیرند.اما قدر الهی نحوه و چگونگی آن را مشخص می کند.دعا در تغییر قضا تاثیر گذار نیست اما در قدر می تواند تاثیر گذار باشد.برای مثال دعای پدر و مادر در حق فرزند و صله ای رحم می تواند در افزایش طول عمر موثر باشد ولی نمی تواند از مرگ فرد جلو گیری کند.دعا نقش عظیمی درتقدیر الهی دارد.اینکه گفته می شود شب قدر دعا کنید به خاطر این است که با دعا امکان تغییر در تقدیر الهی در این شب زیاد وجود داردو تقدی انسان ها در شب قد مشخص می گردد.البته هر شب می تواند شب قدر باشد و لذا با دعا در هر زمان امکان تغییردر تقدیر وجود دارد، منوط به اینکه آن قضا نباشد.
گاهی گفته می شود که چرا برای معالجه بیمار دعا می کنید.بجایش به نزد یک توانا بیمار را ببرید.نقش دعا در این است که خداوند در تشخیص و تجویز دارو به پزشک کمک می کند که بیماری و نوع دارو را زود و امکان تشخیص دهد.لذا توصیه شده در حق بیمار برای بازگشت سلامتی او دعا کنید.حتی ممکن است داروخانه در فهم نسخه دچار خطا گردد و یا دارو اثر بخش نباشد.لذا دعا نقش مهمی در زندگی انسانها دارد.
اولیای الهی اهمیت زیادی به دعا داشتند.یوسف هم از آن استفاده کرد.اگر چه حق با یوسف بود ولی قانون و اخلاق را زیر پا گذاشتند و یوسف به زندان رفت.در زندان او خواب دو نفر را تعبیر کرد.آنان گفتند چون تو نیکوکار هستی امکان تعبیر خواب ما را تو می توانی انجام دهید.

با ترک گنه، روح و روان شاد شود
با ذکر و دعا، امید ما یاد شود
اعمال بد و خوب همه گردد ثبت
با هر گنهی حسن تو بر باد شود

علی رجالی
@alirejali